یه مدتی هست که مسئله ای ذهنم رو به خودش مشغول کرده . از اون جایی که ازدواج حق مسلم و طبیعی هر انسان بالغیه پس روزی میرسه که نویت منم میشه تا ازدواج کرده و تشکیل خانواده بدم ، همونطور که همه این کار رو انجام میدند .
حالا اومدیم و از بد روزگار عروس خانم برگرده و بگه که به شرطی با من ازدواج می کنه که دست از اینترنت شسته و وبلاگنویسی رو کنار بزارم . اونوقت چه خاکی باید بر سرم بریزم؟ چی جوابشو بدم ؟ اصلا تن به این ازدواج بدم یا قیدشو بزنم ؟ نمی دونم
اما یه چیزی رو خوب میدونم ، اونم اینه که منو نمی تونند ازوبلاگ و وبلاگ نویسی جدا کنند! زندگی من طوری شده که بدون اینترنت روزم شب نمیشه یا به عبارت دیگه زندگی معنی نداره !! وبلاگ هم جزء جدانشدنی این زندگی شده ! به هر حال
احتمال اینکه به یه همچین موضوعی برخورد کنم کمه ولی احتمالش صفر هم نیست ، چون دنیا دنیای احتمالاته. تمام تلاشمو می کنم تا عروس خانم رو متقاعد کنم تا از شرطش دست بکشه . یا اینکه ایشون رو وبلاگ نویس کنم تا همدیگرو بیشتر درک کنیم . و در آخر اگه بازهم اصرار کرد شاید قید ازدواج با ایشون رو کلا زدم.
جدای از این بحث ها یه چند وقتی هست که تو وبلاگستان بازی وبلاگی نداشتیم و این خودش بهونه خوبی بود تا یه بازی دیگه برگزار بشه. خیلی دوست دارم نظرات دوستانم رو در این رابطه بدونم . و اگه همسر آیندشون واسه ازدواج این شرط رو بزاره آیا حاضرند تن به این ازدواج بدهند یا نه ؟
پس طبق روال بازی های وبلاگی دعوت می کنم از دوستان خوبم سعید ، علی ، وب نویس ، عباس ، شین خین و نونوا تا در این بازی شرکت کنند .
البته چون این بازی مربوط به مجردها میشه ولی من از حدیثه خانوم و همسر گرامیشون آقای جم هم دعوت میکنم تا نظراتشون رو ابلاغ کنند و خودشون رو جای مجردان وبلاگستان بگزارند. با تشکر
کسانی که بازی رو ادامه دادند :


من که خب با این یکی از شرایط ضمن عقد من بید ، نمیزارم کار به جاهای باریک بکشه
@عباس
کار خوب رو شما می کنی عباس جان
بنده در شرایطی نیستم که در این مورد حتی فکر کنم. شاید این مربوط بشه به آینده دور (:
اگر وبلاگ نویسی رو به عنوان شغل حساب میکنی ، طبیعیه ، چون ممکنه هر کسی با یه شغلی مشکل داشته باشه.
در غیر این صورت باید قبول کرد بعضی اتفاقات دیگه خیلی نادر هستند:D مخالفت با وبلاگ نویسی ،مخالفت در استفاده از اینترنت و غیره در واقع مخالفت با تکنولوژی هستش.مخالف با تکنولوژی هم یعنی انزوا.
خوشبحالتون واللا..ماالانش هم نمیتونیم با مادرمون کناربیاییم..چه برسه به بعد از ازدواج
@علیرضا
نه علیرضا جان من هیچ وقت به عنوان شغل به وبلاگ نویسی نگاه نمی کنم . وبلاگنویسی جزئی از زندگیم شده یعنی یه جوری که افکارم علایقم و خاطراتم رو بنویسیم. وموافقم که مخالفت با وبلاگنوسی یعنی مخالفت با تکنولوژی و درنهایت انزواو به همین خاطر هم اینو می گم که اگه باید در انزوا باشم پس هیچ وقت تن به این ازدواج نمیدم.
@hiva_T
پس شما بعد ازدواج نه با مادرت می تونی کنار بیای نه با همسرت
موضوع جالبی شده ، درسته از من دعوت نکردید اما می تونم نظرم رو بگم ، شرایط من هم بسیار شبیه ماهان عزیز هست ، به طوری که اینترنت و وبلاگ نویسی جزئی از زندگی شده که شاید بعضی وقت ها شده کل زندگی .
یکی از شرایط ازدواج من برای همسر آینده این هست که مسلط بودن به یکی از زبان های برنامه نویسی هست که اگه تحت نت باشه بهتر
ویا شاید به قول ماهان : ” و در آخر اگه بازهم اصرار کرد شاید قید ازدواج با ایشون رو کلا زدم.”
بازی جالبی بود
مسعود جان شرمنده من شما رو فراموش کرده بودم .. نظر لطفته .. مشکلی نیست از الان شما هم دعوت شدید
توصیه میکنم شما اول دنبال تفاهم باش از جمله تفاهم وبلاگی
ما چنین کردیم، شد.
[...] بازی اول که آقای ماهان دعوت فرمودن در مورد شرط ازدواج هست.پرسیدند که اگر کسی که میخواهید با او ازدواج کنید برای شما شرط گذاشت که باید از اینترنت و وبلاگ نویسی دست بشوئید آیا شما شرطش را قبول و با او ازدواج میکنید یا خیر؟ [...]
منو دعوت نکرده بودید ولی خوب به نظر من :
چون پر رو میشن !!!
اولش که به زن نباید رو داد
دوما هم باید یه زن باسواد و تحصیل کرده گرفت ! که بفهمه وبلاگ نویسی چیه !
@بردیا
درد منم همینه که اینجوری زنی از کجا پیدا کنم .. باید از همین وبلاگستان زن بگیرم
@مه سا
اینم حرفیه خوب
[...] عزیز بحثی رو با موضوع «ازدواج وبلاگ نویسان» مطرح کردند و از من هم دعوت فرمودند تا نظراتم رو مطرح [...]
گرچه با تاخیر، اما به هر حال انجام وظیفه شد
ممنون بابت دعوت
برای من اینترنت شیرن هست اما شاید برام زود باشه ولی من هم دوست دادم همسرم d: وبلاگ نویس باشه
خدا کنه تا چند سال دیگه علم پیشرفت کنه
با سلام البته من متاهل هستم ولی به نظر من زن گرفتن آنقدر مهم نیست که آدم هر شرطی رو بپذیره و تازه این مرده که شرط میگزاره نه زن ریا،زن فقط پیشنهاد میده و مرد هم در کمال صلابت و با استواری و مردانگی تمام برای کم کردن روی زن و کشتن گربه در حجله محکم جلوش وا میسه و میگه چشم
با سلام البته من متاهل هستم ولی به نظر من زن گرفتن آنقدر مهم نیست که آدم هر شرطی رو بپذیره و تازه این مرده که شرط میگزاره نه زن ،زن فقط پیشنهاد میده و مرد هم در کمال صلابت و با استواری و مردانگی تمام برای کم کردن روی زن و کشتن گربه در حجله محکم جلوش وا میسه و میگه چشم
خواهش میکنم .. خیلی ممنونم که به دعوت بنده پاسخ دادید .
به نظر من برای هیچ کس زود نیست .. این شتریه که در خونه همه می خوابه :دی
چه اعتماد به نفس بالایی
@مــژده(جمع دخترونه)
من هیچ وقت این کار رو نخواهم کرد مگر اینکه طرف رو وبلاگنویس کنم
من اگه باشم به عروس خانوم میگم چشم ولی کار خودم رو انجام میدم و بعدم به مرور زمان دیگه عروس خانوم یادش میره که چی می خواسته اصلا چون دخترا اصولا جو گیرند!
خوب بعد این وسط صداقت چی میشه ؟ به نظرت این زندگی دوام داره ؟
سلام
این بازی با دعوت انجام میشه یا هر کسی میتونه توش شرکت کنه؟
هرکسی میتونه شرکت کنه
[...] بازی مربوط به یه هفته پیش قبل مسافرتم هست، که از طرف ماهان عزیز هست با این عنوان که اگه روزی خواستین ازدواج کنید و [...]
شرکت نمودیم
با تاخیر
سلام
بازی جالبی است.
من تقریبا این بازی رو به نفع خودم بردم دوستم(دختر) که اولین و اخرین کسی بود که با هاش بودم گفت : بین من و کامپیوترت کدوم رو انتخاب می کنی؟ منم گفتم : کامپیوترم .
اونم رفت و دیگه بر نگشت .
الانم واقعا خوشحالم که با کامپیوتر اینترنت و سایتم و …. تنها دارم زندگی می کنم .
مرسی سعید جان
تنهایی بعضی وقتا خوبه اما نه همیشه ..
من که ا.ل زن گرفتم و حالا دارم وبلاگ نویسش میکنم
کار خیلی سختیه
اگه این همه وقتو صرف تجارت کرده بودم الان میلیونر شده بودم
[...] در ضمن تصمیم گرفتم توی بازی وبلاگی شرط ازدواج که ماهان شروع کرده شرکت کنم. دسته هاشخصی برچسب ها: دیدگاه [...]
[...] که توی پست قبلی گفتم. ماهان یک بازی وبلاگی رو شروع کرده با عنوان شرط ازدواج که در [...]
آقا من تو همچین موقعیتی گیر کردم ( البته مال من با شما یکمی فرق داره )
من حدود ۳ ماه پیش رفتم خواستگاری یکی از شرط های همسرم این بود که
دگه طرف بازی های رایانه ای نرم که متاسفانه بخاطر غشق مجبور شدم
گیمو رها کنم (البته روی یکم بازی میکنم و روی یه یک تفریح جدید آوردم
وبلاگ نویسی )
شرمنده از ما هم دعوت کنید از بحث های آینده
@بهنام
خوب به نظر من این دوتا ( بازی رایانه ای و وبلاگ نویسی) اصلا با هم قابل مقایسه نیستند و به نظر من بازی رایانه ای اگه بهش اعتیاد پیدا کنید اصلا خوب نیست و وقت تلف کردن می باشد ولی وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی در آفزایش آگاهی شما نسبت به اجتماع و آگاهی از شرایط مردمی که این اجتماع را می سازند و درک نظرات و عقاید آن و بسیاری از موارد دیگر کمک می کند. در این مورد خوشحالم که شما گیم را رها کردید.
سالم، پیروز و سربلند باشید
خوش به حال شما آقایون که اگر این شرط رو کسی براتون بزاره بازهم میتونید یه جوری طرف رو راضی کنید ولی با نگاهی که جامعه ما داره،اگه یه دختر بخواهد روابط مجازیشو بعد از ازدواج داشته باشه و همسرش با این دنیا بیگانه باشه و رگ غیرتش گل کنه که نباید همچنان این دنیا رو داشته باشی که مبادا روزی،روزگاری آقایی توی وبلاگت نظر بده.چی کار باید بکنه؟شما اگه توی چنین شرایطی بودیند چی کار میکردید؟
این دیگه به خود شما بستگی داره .. یعنی اینکه شما چقدر روابط مجازیتو دوست داری. اگه تونستی طرفتو قانع کنی و در مورد این روابط براش توضیح بدی که فبها وگرنه باید قید نت رو بزنی . در صورتی که روابط مجازیتو به شوهرت ترجیه میدی که می تونی باهاش ازدواج کنی که این هم تبعات خودشو داره . ولی در کل مخالفت با دنیای اینترنت یعنی مخالفت با خیلی از چیزها …
[...] از دوستان هم تو پستی که ماهان دیماه سال گذشته نوشته بود، گفتن که حتما [...]